X
تبلیغات
شبهای تنهایی - خدا برس به دادم ای خدابرس به دادم

شبهای تنهایی

گاهی سکوت معجزه می کند ، و تو می آموزی که همیشه بودن در فریاد نیست

خدا برس به دادم ای خدابرس به دادم

اشک روی صورتم هست دونه دونه

تو دنیا کسی قدر دل منو نمیدونه

این دل  نمیتونه که بی تو بمونه

دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه

اخه این دل من بی تو شده دیونه

بری ازش میمونه فقط یه ویرونه

نشستم یه گوشه ای یه  اتاق تاریک و تنها

شدم خیره به در با کوله باری ز غم

یه نگاه میکنم به در یه نگاه به تلفن

یه حس بهم  میگه خاطراتو مچاله کن

چه طور فراموشت کنم تویی نفس برام

نذاشت توی دنیا واسم هیچ کس برام

یه حس بهم میگه که عمر من شده تلف

یه حس دیگه میگه فقط تو بودی هدف

جون من بسته به جونت نفسم به نفست

نذار بمیرم انتظار دیگه بسه

سکوتو بشکن یه بار پا بذار روی غرورت

این معنای عاشق هر روز منتظر غروبه

تا اون روز که بیایی میدوزم چشم به در

بیایی و ببینی منتظرم با چشم تر

ای دل تنهام بسه چشم انتظاری

من موندم و شبهام شبهای بی قراری

چرا تنهام میزاری چرا تنهام میزاری

باز اون چشات دوباره اومد به یادم

باز اون نگات منو داده به بادم

خدا برس به دادم ای خدابرس به دادم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 12:25  توسط سارا  |